چون دوست، دشمن است، شکایت کجا بریم!

چون دوست، دشمن است، شکایت کجا بریم!
افراد غیر والیبالی که به خاطر رابطه و رفاقت در فدراسیون والیبال ایران صاحب پُست و مَنصب شده‌اند و دو دستی به میز غصب شده چسبیده‌اند و حاضر نیستند به هیچ قیمتی از آن دل بکنند و شخصیتی در اندازه مقامی که با حرفه و تخصص آنها فاصله زیادی دارد، شده‌اند کارشناس والیبال و سعی می‌کنند نظرات منفعت‌طلبانه خود را به بقیه القا کنند!

به گزارش هواداری نیوز به نقل از دنیای هوادار؛ از قرار معلوم به نظر می‌رسد پریشانی والیبال ایران را پایانی نیست! انگار پیمانی ارثی و ازلی بین این دو، بسته شده است و قرار نیست افراد سودجو و منافع طلب دست از سَرِ این رشته ورزشی بَر دارند!

 افرادی که به نظر می‌رسد به خاطر دوستی و رفاقت‌ها به مناصبی دست پیدا کرده‌اندکه در تخصص‌شان نیست امّا دو دستی به آن  چسبیده‌اند که متأسفانه در اندازه مقامی که غصب کرده‌اند، نیستند و در شرایط بحرانی چنان فضائی ایجاد می‌کنند که انگار ناجی‌های واقعی والیبال کشورمان هستند! و هیچ کس دیگری به اندازه آنها کارایی ندارد و کاربلد نیست!

البته مُنکر این واقعیت نبوده و نیستیم که گاه فردی نظیر زنده یاد حاج محمد رضا یزدانی خرم با کمترین سابقه در والیبال می‌تواند چنان خدمتی به این رشته پُرطرفدار کند که افراد با سابقه مدیریتی بالا در فدراسیون والیبال ایران نتوانسته بودند به اجرا در آورند که صد البته ثمره‌اش را در اواخر سال ۱۳۹۹ در تیم ملی بزرگسالان و اوایل امسال در نوجوانان و جوانان در رقابت‌های جهانی مشاهده کردیم. که نمی توان مُنکر آن شد.

پس بحث کلی بر سر مدیر اجرائی است، مدیر توانمندی که بتواند کَشتی طوفان‌زده والیبال ایران را به ساحل مقصود هدایت کُنَد.

سخن بر سر وادادگی آقای داورزنی رئیس برکنار شده فدراسیون والیبال است که  در دو سال گذشته به گواه  آقای میلاد تقوی دبیر کل قبلی فدراسیون که در آخرین جلسه فنی واقع‌گرایانه جمله قشنگی را بیان داشته است. آقای تقوی اظهار داشته من اگر بخواهم تصمیم بگیرم، اعتماد اجتماعی و بِرَند والیبال برایم مُهّم است، حتی اگر نتیجه نگیریم.

وی در همین جلسه فنی  خاطر نشان کرده است، اعتماد یا نبود اعتماد اجتماعی دقیقاً همان چیزی است که ممکن است یک تیم را حتی به بالاتر از توانایی‌های خودش برساند یا در مقابل ، علی‌رغم توانایی، بازیکنان را  به نتیجه نرساند که در دو سال اخیر شاهد آن بودیم. در واقع ایشان به درستی وضعیت ناهنجاری که در فدراسیون والیبال و تیم ملی بزرگسالان حاکم شده بود را اذعان داشت.

در ادامه بازهم به اعتماد اجتماعی اشاره کرد که اعتماد اجتماعی تنها در صورت اتخاذ یک تصمیم آنهم به خدمت گرفتن مربی تاپ خارجی محقق می‌شود. ساده‌لوحانه است اگر بازیکنان را جدا از اجتماع و خواسته‌اش بدانیم!

خوب این اظهار نظر آقای تقوی گویای چه چیزی است؟ جز آنست که باید به آینده والیبال بیاندیشیم و با کار زیربنایی و سازندگی تیمی را برای چهار - پنج سال آینده تدارک ببینیم که شایسته جدال با تیم‌های بزرگ جهان در لیگ ملت‌های جهان و کسب سهمیه المپیک باشد؟

تفکرات آقای تقوی؛ شاید نشأت گرفته از تجربیاتی است که در طی دو سال گذشته در کنار داورزنی باشد، اما سخن گفتن از درایت مدیریت در اجرای آن تعیین کننده است!

در حقیقت احترام امام‌زاده را متوّلی است که نگه می‌دارد، به این معنا که زیر مجموعه مدیر به عملکرد مدیر بالادستی نگاه می کنند و به همان شیوه سعی در انجام اموری که به آنها محوّل شده می‌پردازند؛ که در این مدت دوسال اخیر دیده شده حضرات زیر مجموعه آقای داورزنی برای بقای خود و از دست ندادن مناصبی که در اختیارشان قرار گرفته چگونه اوامر رئیس فدراسیون را مو به مو به اجرا گذاشته و حاضر شده‌اند منافع و مصالح ملی را زیر پا بگذارند و باعث پسرفت والیبال کشورمان شوند که در سراشیبی سقوط رنکینگ جهانی قرار گرفت و از رده هشتم به رده پانزدهم تنزّل پیدا کرد! بر صاحب این قلم پوشیده نیست که متأسفانه در اواخر ریاست آقای داورزنی اشتباهات فاحش مدیریتی وجود داشته و اعضای غیر والیبالی که از اطلاعات روز دنیای والیبال بی‌بهره بودند، نه تنها  واکنشی به انتخاب اعضای تیم بزرگسالان نکردند که در انتخاب سرپرست و سرمربی نقش به‌سزایی داشتند!

حال وقت آن رسیده تا کارشناسان والیبال و سایر افرادی که در گذشته دستی بر آتش داشتند و از اعضای مجمع انتخاباتی هستند، همّت گمارند تا با انتخاب صحیح  یک مدیر لایق برای هدایت چهار سال آینده فدراسیون  والیبال که دغدغه اصلی حال حاضر  فدراسيون به شمار می‌آید و همچنین انتخاب سرمربی با دانش که تجربه زیادی در هدایت تیم‌های خارجی دارد، افق روشنی را پيش روی فدراسیون و تیم ملی والیبال ایران ترسیم کنند و اعتبار برباد رفته والیبال کشورمان را باز گردانند.

نکته حائز اهمیت و اصلی که در جلسه کمیته فنی به وضوح به چشم می‌خورد، عدم تبیین صحیح از برخی مَقولات بود که پاره‌ای از نکات مطرح شده با حقایق مغایرت داشت! و پراکندگی محسوسی در سخنان دیده می‌شد که هر کدام از آنها حکایت ویژه‌ای داشت که در گزارش قبلی به پاره‌ای از آن پرداختیم وهمان گونه که اشاره شد، وظیفه مسئولین امور است، جستجو و  تفحص کنند تا روشن شود چه کسی با لورنزتی در تماس بوده و او را از قبول دعوت سرمربیگری تیم ملی والیبال ایران منصرف کرده است! تا روشن شود این فرد خائن به والیبال خارج  از جلسه کمیته فنی بوده یا نفوذی جلسه! زیرا رسیدگی به این نوع حرکت‌ها ارزش ویژه‌ای را طلب می‌کند.



نظرات بگذارید...

Top